اطلاعات کامل درباره مهریه

شیربها
شیربها
اسفند ۲۷, ۱۳۹۷
وکالت بلاعزل
اطلاعاتی درباره وکالت بلاعزل
فروردین ۱۶, ۱۳۹۸
نمایش همه

اطلاعات کامل درباره مهریه

مهریه

مهریه، به مالی گفته می شود که مرد در هنگام وقوع عقد نکاح به زوجه خود می پردازد یا مکلف به پرداخت می شود.  

مرد به هنگام اجرای صیغه نکاح و ازدواج، چیزی را به همسرش تقدیم می کند که در اصطلاح «مهریه» (صداق) نامیده می شود. این هدیه و بخشش که از طرف مرد انجام می شود، امروزه به هدف پایبندی به لوازم زندگی مشترک و ارتباط زناشویی یا ضامنی برای حق طلاق زن است. در آموزه های دینی برای مهریه، مقدار معینی تعیین نشده است، بلکه این امر به توافق زن و مرد بستگی دارد. همچنین در نوع مهریه نیز محدودیتی وجود ندارد و هر چیزی که ارزش اقتصادی و اجتماعی داشته باشد، می تواند مهریه قرار گیرد; همانند طلا، نقره، املاک، پول های رایج، لوازم زندگی و حتی آموزش قرآن یا آموزش مهارتی ویژه.

اقسام مهریه

مهریه بر سه قسم است: ۱– مهر المسمی ۲– مهرالمثل ۳– مهرالمتعه

۱– مهر المسمی اگر در حین عقد ازدواج مهریه با توافق طرفین (زن و شوهر) تعیین شود، در اصطلاح فقه به آن مهرالمسمی گویند، مهرالمسمی مال معینی است که با توافق دو طرف عقد (زن و مرد) یا شخصی که زن و مرد به عنوان داور انتخاب کرده اند، به عنوان مهریه تعیین می شود. این مال می تواند شامل عین معین باشد: مانند وسیله نقلیه، منزل، زمین، باغ و مانند آن; همچنین می تواند منفعت باشد: مانند این که زن بتواند اجاره بهای منزلی که متعلق به شوهرش می باشد را مثلا مدت یک سال دریافت کند. به همان نسبت می تواند عمل معینی باشد، البته عمل باید ارزش اقتصادی داشته باشد: مانند تعلیم قرآن یا تعلیم هنر نقاشی یافن خیاطی، یا ساختن بنایی برای زن در مدت معینی و می تواند حق باشد که حق دینی و یا حق عینی است برای مثال مرد متعهد می شود مبلغ یکصد هزار تومان بابت مهر به زن بدهد و نیز مرد می تواند طلبی که از شخص دیگری دارد را مهر زن قرار دهد و حق عینی، حقی که مرد در مال دیگری دارد، مانند حق ارتفاق (حق عبور از منزل دیگری) و حق انتفاع: مانند استفاده از منزلی که در اجاره مرد است.

شرایط مهر المسمی

الف : مالیت داشته باشد  

دارای ارزش اقتصادی و قابل خرید و فروش باشد. برای نمونه نمی توان آب دریا یا هوا را مهر قرار داد.

ب : قابل تملک باشد  

قابل نقل و انتقال باشد و زن بتواند به محض وقوع عقد آن را به ملکیت خود درآورد و یا مرد آن را در اختیار زن و تحت تملک او قرار بدهد. برای مثال مشترکات عمومی مانند بوستان های عمومی یا فضای سبز یا جاده و خیابان و یا موقوفات که قابل تملک به وسیله افراد و اشخاص نمی باشند را نمی توان به عنوان مهر تعیین کرد و یا به عنوان مثال مالی که متعلق به غیر یا دیگری است، یا مالی که به دلیل بدهی به دیگری در توقیف است (از طریق مراجع قانونی) نمی توان مهر قرار داد مگر اینکه با اجازه غیر یا با رضایت طلبکار باشد. بنابراین مالی که مهر قرار داده می شود باید مالک آن شوهر باشد ولی ملک دیگری را هم با اجازه و اذن مالک می توان مورد مهر قرار داد اگر مالک ملک و صاحب مال اجازه ندهد شوهر باید مثل یا قیمت آن را بدهد.

ج : معلوم باشد  

معلوم بودن مهر این است که مقدار و جنس و وصف آن مشخص باشد به وسیله وزن کردن یا کیل (پیمانه) یا به عدد یا مشاهده و با توصیف رفع ابهام شود مانند ده متر پارچه یا سی کیلو گندم و در بعضی موارد نیز وصف شی» از طریق حواس حاصل می شود: مانند بوی عطر یا زعفران یا گلاب یا طعم ترشی و از این گونه اشیا. هرگاه مهر، عین معین باشد می بایستی هنگام عقد موجود باشد والا تعیین مهر، باطل خواهد بود. (مستنبط از ماده ۳۶۱ قانون مدنی).

د : معین باشد  

مهر باید طوری معین شود که مردد نباشد، به عنوان مثال یکی از دو خانه یا یکی از دو اتومبیل نباشد، باید کاملا معین شود که چه چیزی به عنوان مهر تعیین می شود.

ه : دارای منفعت عقلایی و مشروع باشد  

مهر باید منفعت عقلایی و مشروع داشته باشد، چیزی که قانون، فروش یا استعمالش را منع کرده است مانند مشروبات الکلی یا مواد مخدر، نمی توان مهر قرار داد. مهریه باید حلال باشد. گوشت خوک، مردار، شراب یا چیزهایی که مالکیت آن برای مسلمانان مشروع نیست را نمی توان مهر قرار داد و در صورتی که مهر قرار داده شود چنین مهری باطل است لیکن عقد صحیح است و بنابر شرایط موجود، باید مهرالمثل یا مهرالمتعه تعیین نماید.

و : قابل تسلیم باشد  

شوهر باید قدرت تسلیم مهر را به زن داشته باشد، مالی را که در دریا غرق شده یا در جای نامعینی پنهان است و قابل دسترسی نیست، نمی توان به عنوان مهر تعیین کرد، مگر این که زن به تنهایی، یا با کمک دیگران بتواندآن را تحصیل کند وبه دست آورد.

۲– مهرالمثل مهری است که در ضمن عقد، بر آن توافق نشده، یا توافق بر مهر شده، اما به جهتی مهر تعیین شده باطل شد یا فاقد مالیت باشد یا عدم مهر در عقد شرط شده باشد، یا اینکه نکاح به جهتی باطل باشد و زن، به بطلان نکاح جاهل بوده باشد. در هر صورت، زمانی مهرالمثل به زن تعلق می گیرد که بعد از عقد و پس از زناشویی باشد، نزدیکی شرط استقرار مهرالمثل است برحسب عرف و عادت و با توجه به وضع زن از لحاظ سن، زیبایی، تحصیلات، موقعیت خانوادگی و با در نظر گرفتن مکان و شرایط و اوضاع و احوال و امثال اینها معین می شود.

۳– مهرالمتعه در صورتی که مرد اقدام به طلاق زن قبل از زناشویی و قبل از تعیین مهر نماید، زن مستحق مهر نیست ولیکن بر عهده مرد است که مهرالمتعه را به زن پرداخت کند. مهرالمتعه هدیه ای است که مرد برحسب وضعیت و امکانات مالی خود (اگر ثروتمند باشد بیشتر و اگر فقیر باشد نیز به اندازه دارایی خود) به زن پرداخت می نماید.

این مرد است که مهرالمتعه را تعیین می کند و برخلاف مهرالمسمی است که با توافق طرفین تعیین می شود، در صورت اختلاف بر مقدار مهرالمتعه، حاکم مقدار آن را تعیین می کند.

شرایط مهرالمتعه برای تعیین مهرالمتعه به آیه شریفه ۲۳۶ سوره مبارکه بقره استناد شده است. پس برای استحقاق زن برای مهرالمتعه سه شرط لازم است:

۱– در عقد نکاح مهری ذکر نشده باشد و بعدا نیز زوجین آن را تعیین نکرده باشند.

۲– زناشویی واقع نشده باشد.

۳– زوجین با طلاق از هم جدا شده باشند، نه با فوت یا بذل مدت یا فسخ نکاح.

ماده ۲۲ قانون جدید حمایت از خانواده

هرگاه مهریه در زمان وقوع عقد تا یکصد و ده سکه تمام بهار آزادی یا معادل آن باشد وصول آن مشمول مقررات ماده ۲ قانون اجرای محکومیت‌های مالی است، چنانچه مهریه بیشتر از این میزان باشد در خصوص مازاد فقط دارا بودن زوج ملاک پرداخت است. رعایت مقررات مربوط به محاسبه مهریه به نرخ روز کماکان الزامی است.

قانون جدید در حقیقت میزان مهریه را محدود نکرده است و فقط ضمانت اجرای مهریه مازاد به ۱۱۰ سکه را کاهش داده است. توضیح آن که تا ۱۱۰ سکه ضمانت اجرای مدنی و کیفری برای مهر مقرر شده است ضمانت اجرای کیفری مهر مذکور آن است که اگر مرد از پرداخت آن امتناع کند و دادخواست اعسار هم ندهد برابر ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی به تقاضای زن تا زمان تأدیه حبس می‌شود.

مهریه

مالکیت زن بر مهر و ضمانت اجرای آن

به مجرد عقد، زن مالک مهر می‌شود و می‌تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.

اگر مهر معین باشد آن عین به مالکیت زن درمی‌آید. اگر مهر عین کلی باشد(مانند مقداری پول) به محض وقوع عقد شوهر بدهکار زن می‌شود اما اگر برای تأدیه تمام یا قسمتی از مهر مدت یا اقساطی قرار داده شده باشد می‌تواند آن را پس از رسیدن مدت مطالبه کند.

مالکیت زن نسبت به نصف مشاع مهر، مالکیت متزلزل است و با تحقق نزدیکی مستقر می‌شود.

مطابق ماده ۱۰۸۵ق.م زن می‌تواند تا زمانی که مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط به اینکه مهر او حال باشد(حق حبس).

در خصوص ماده مذکور باید به چند نکته توجه کرد:

۱- زن زمانی حق حبس دارد که مهر او حال یعنی بدون مدت باشد، بنابراین اگر مهر مؤجل باشد حق حبس وجود ندارد.

۲- اگر قسمتی از مهر حال و قسمتی مؤجل باشد زن فقط نسبت به قسمتی که حال است، حق حبس دارد.

۳- اگر زن قبل از دریافت مهر از شوهر تمکین کند حق حبس او ساقط می‌شود.

۴- منظور از ایفاء وظایف زناشویی نزدیکی با شوهر و به تعبیر دیگر تمکین خاص است نه وظایف دیگر.

۵- حق حبس که برای زن شناخته شده است اعم است از اینکه شوهر معسر باشد یا توانگر. اعسار شوهر هر چند مانع مطالبه مهر شود اما حق حبس زن را از بین نمی‌برد.

۶- هنگامی که زن با اعمال حق حبس خود از تمکین خودداری می‌کند ناشزه محسوب نمی‌شود، بنابراین مستحق نفقه خواهد بود.

۷- در عقد نکاح برخلاف سایر عقود حق حبس اختصاص به زن دارد و مرد دارای چنین حقی نیست.

۸- اگر در عقد نکاح مهر تعیین نشده باشد حق حبس وجود نخواهد داشت.

۹- هرگاه زن در اثر اکراه از شوهر تمکین نماید، قبل از اینکه مهر خود را دریافت کرده باشد پس از رفع اکراه می‌تواند از انجام وظایف زناشویی امتناع کند؛ به عبارت دیگر تمکین در اثر اجبار یا اکراه مسقط حق حبس نیست.

۱۰- هرگاه زن حاضر به تمکین از شوهر خود شود ولی شوهر بنا به دلایلی با زن نزدیکی نکند حاضرشدن زن به تمکین حق حبس زن را ساقط می‌کند.

برای مطالبه و وصول مهر دو طریق قانونی وجود دارد:

الف- رجوع به مراجع قضایی ب- رجوع به دایره اجرای ثبت

عدم تعیین مهر درعقد ازدواج

اگر در نکاح دائم ذکری از مهر نشده باشد یا عدم مهر ضمن عقد نکاح شرط شده باشد این عمل را «تفویض بضع» و زن را «مفوضه البضع» می‌گویند.

اگر در نکاح دائم مهر ذکر نشده و به عبارت دیگر طرفین راجع به مهر سکوت اختیار کرده باشند، در این صورت نکاح صحیح است و طرفین می‌توانند بعد از عقد، مهر را به تراضی معین کنند.

اگر در نکاح عدم مهر شرط شده باشد، یعنی شرط شده باشد که نکاح بدون مهر باشد، در این صورت اگر مقصود این باشد که نکاح بدون مهر المسمی باشد این شرط صحیح است و بعد از نزدیکی زن مستحق مهرالمثل خواهد بود.

اگر مقصود این باشد که زن هیچ‌گونه مهری نداشته باشد در این صورت شرط باطل است زیرا چنین شرطی نامشروع است اما عقد صحیح است.

اگر قبل از تراضی زوجین بر مهر، نزدیکی واقع شود زن مستحق مهرالمثل است.

اگر قبل از تراضی زوجین و قبل از نزدیکی، طلاق واقع شود، زن مستحق مهرالمتعه خواهد بود.

برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود.

در موارد ذیل مهرالمثل تعیین می‌شود:

۱- هرگاه مهر در عقد تعیین نشده باشد و قبل از تراضی بر مهر معین، بین زوجین نزدیکی واقع شود.

۲- هرگاه عدم مهر در عقد شرط شده باشد و قبل از تراضی زوجین بر مهر، نزدیکی واقع شود.

۳- هرگاه توافق طرفین درباره مهرالمسمی به جهتی باطل باشد و نزدیکی واقع شده باشد.

۴- هرگاه نکاح باطل و زن جاهل به بطلان بوده و نزدیکی هم واقع شده باشد.

برای تعیین مهرالمثل باید به ارزش‌های زمان نزدیکی توجه شود زیرا در زمان نزدیکی است که مهرالمثل بر ذمه شوهر ثابت می‌شود.

اگر اختیار تعیین مهر ضمن عقد نکاح به یکی از زوجین یا شخص ثالث واگذار شده باشد «تفویض مهر» نامیده می‌شود. زنی که بدین‌گونه ازدواج می‌کند «مفوضه المهر» نامیده می‌شود.

شخصی که تعیین مهر به موجب توافق زوجین به او محول شده، داور به شمار می‌آید. کسی که به سِمَت داور برای تعیین مهرانتخاب شده، اگر شوهر یا شخص ثالث باشد می‌تواند مهر را هر قدر بخواهد معین کند؛ اما اگر زن داور در تعیین مهر باشد نمی‌تواند بیش از مهرالمثل معین نماید، اگر زن بیش از مهرالمثل معین کند نسبت به زاید غیرنافذ است و شوهر می‌تواند آن را تنفیذ یا رد نماید.

اگر شوهر قبل از تعیین مهر به‌وسیله داور زن را طلاق دهد، داور پس از طلاق مهر را تعیین خواهد کرد. در این صورت هرگاه نزدیکی واقع شده باشد تمام مهر تعیین شده و در غیر این صورت نصف مهر به زن تعلق خواهد گرفت.

در صورت امتناع داور از تعیین مهر می‌توان انجام آن را از دادگاه صالح درخواست نمود مگر اینکه به داوری شخص ثالثی تراضی شود. اگر داور قبل از تعیین مهر بمیرد، اگر فوت بعد از نزدیکی باشد، زن مستحق مهرالمثل است.

  1. در حقوق مدنی حق انتفاع عبارت است از حقی که به موجب آن شخص می‌تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد، استفاده کند.
  2. حق ارتفاق عبارت از حق کسی در ملک دیگری است، برای کمال استفاده از ملک خود.
  3. ارش یعنی مابه التفاوت قیمت مال سالم و معیوب و در دو مورد است: ۱٫ معیوب بودن مهر در زمان عقد ۲٫ معیوب شدن مهر پس از عقد و قبل از تسلیم.
  4. عاریه ای که در آن مسئولیت عاریه گیرنده در صورت تلف با نقص مال مورد عاریه شرط شده باشد.
پس از اینکه به مشکل برخوردید و یا سوالات حقوقی برایتان پیش آمد و همچنسن برای درخواست وکیل مهریه در مشهد ، می توانید با ما مشاوره حقوقی انجام دهید و تمامی پرسش های حقوقی خود را مطرح کنید.
تمامی پرونده ها و کلیه دعاوی شما عزیزان توسط وکلای دادگستری موسسه اعمال و انجام میشود

تلفن های تماس : ۰۹۳۹۲۶۹۶۵۴۶ – ۰۹۱۵۷۵۸۷۴۲۴

اشتراک گذاری